خاطرات کلاس من/امواج جامعه
کلاس ششم سوال و مشکلات اجتماعی و....
کیمیای دشت عشق سروده :زهره میریان
چون طلوع ناب خورشیدی عزیز درجهان بی تا وتو نوری عزیز درهمه دنیا بگردی چون تونیست اینچنین انسان دلسوزی عزیز
چون دم از احساس و تدبیر هست عالمی درزلف زنجیرت نشست تادهان وامیکنی پرمیشود عطرالحانت گل افشان میشود دستهایت آیه های نور روی تخته میکشد منشور را چون تقلا میکنی اندر کلاس میشوی همچون پرنده یا که یاس میکنی تا تو نگاه از پشت میز می دهی یکصد انرژی ای عزیز غرق شادی میشوم با دیدنت مست از عشق وجودت بودنت کاش ساعت ها نمی رفتند و نیز همچون گل یکروزه میماندی عزیز تا نبینم پیریت را ای عزیز درد و بیماری و رنجت ای عزیز
میرسد دنیا به پایان لیک تو داده ای عمر وجوانی ای عزیز
راه چونکه راه توبودپیغمبری درکمال بندگی شرمندگی
جای تو باشد برین و صد بهشت ای معلم کیمیای دشت عشق دومین شعر سروده شده ی من برای معلمین عزیز م که اینک باز نشسته شده اند یادشان همیشه در قلبم زنده می ماند ز-میریان رباط کریم
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
||
![]() |