خاطرات کلاس من/امواج جامعه
کلاس ششم سوال و مشکلات اجتماعی و....
درختان برگ می ريختند و غازهای وحشی رو به جنوب پرواز می کردند. سردی باد خرس را می آزرد. او يخ کرده و خسته بود. بوی برف را در هوا شنيد و به سوی غار گرم و دلپذيرش رفت. در لانهٔ گرم خود به خوابی عميق فرو رفت. خرس ها در تمام طول زمستان می خوابند.
روزی حادثه ای اتّفاق افتاد آدميانی به جنگل آمدند و با خود نقشه و دوربين و ارّه آوردند و درختان را يکی پس از ديگری بريدند. سپس ماشين و جرثقيل آوردند تا در دل جنگل کارخانه بسازند. وقتی بهار فرا رسيد، خرس از خواب بيدار شد.
ادامه مطلب ... چهار شنبه 2 اسفند 1391برچسب:, :: 20:56 :: نويسنده : ز-میریان
آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
||
![]() |